خط در معماری
از امتداد دو نقطه خط به وجود می اید خط دارای طول است ولی فاقد عرض و عمق می
باشد در حالیکه نقطه بطور کلی و در ماهیت ایستاست ولی خط معرف یک حرکت مسیر نقطه
می باشد و دارای جهت حرکت و رشد است خط عنصر مهمی در شکل گیری هر عنصر بصری است و
میتواند به اشکال اتصال -رابط-نگهدارنده-محیط کننده یا قطع کننده باشد و تعریف
کننده لبه ها -شکل دهنده سطوح حتی تجزیه کننده وجوه سطوح باشد با این که خط فقط یک
بعد دارد ولی به جهت قابل رویت بودن باید تا حدی ضخامت داشته باشد
عناصر خطی در معماری
عناصر خطی عمودی میتواند برای معرفی احجام شفاف فضا به کار روند مانند نگهداری
سقف بالای سر یا مانند چهار مناره یک مسجد بطور کلی در معماری خط بیشتر میتواند یک
عنصر فرضی باشد تا عینی مانند خطوط محور که نظام دهنده بوده که حول ان عناصر
میتوانند به طور متقارن گرایش یابند با انکه فضای معماری به صورت سه بعدی می باشد
ولی مسیر حرکت در داخل یک بنا و ارتباط فضاها نسبت به یک دیگر ممکن است شکل خطی به
خود بگیرد و حتی ساختمانها میتوانند دارای یک شکل خطی باشند و در طول مسیر حرکت
ساماندهی شده باشند و در مقیاس کوچک خط میتواند عامل تفکیک و تجزیه لبه ها وجوح
سطحها و حجمها باشد
خط
در زندگي
روزمره و در طبيعت، خط حضور چشمگيري دارد. در اين زمينه مي توان مثال هاي متفاوتي
ذكر كرد. نقوش خطي روي لباس ها، رديف صندلي ها در سالن امتحانات، خطوط آجرهاي چيده
شده، سيم ها و تيرهاي برق، تنه درختان در كنار خيابان ها ، شيارهاي شخم و ..
تنوع
مثال ها و نمونه ها به خودي خود نشان مي دهد كه منظور از خط تجسمي معنايي نسبي از
خط است و آن نشان دادن يك حركت ممتد و پيوسته بر سطح يا در فضاست. بنابراين خط مي
تواند دو بعدي يا سه بعدي باشد.
جهت خط
خطوط تجسمي بر
اساس جهت حركت مداوم در يك مسير كلي به چهار دسته ي اصلي تقسيم مي شوند كه عبارتند
از :
الف(خطوط
عمودي كه در طبيعت به شكل تنه درختان، تيرهاي برق و ساختمان هاي مرتفع ديده مي
شوند. مفهوم اين خطوط مي تواند ايستادگي ، مقاومت و استحكام باشد.
ب)
خطوط افقي كه در طبيعت به صورت سطح زمين، خط افق، پهنه دريا يا يك انسان خوابيده
ديده مي شود. مفهوم اين نوع خط مي تواند آرامش ، سكون يا اعتدال باشد.
ج)
خطوط مايل كه در طبيعت به شكل كناره هاي كوه، خط رعد در آسمان و سراشيبي ديده مي
شوند. و در يك اثر تجسمي براي نشان دادن تحرك ، پويايي ، خشونت و عدم سكون و ثبات
به كار مي روند.
د) خطوط
منحني كه معمولاً در طبيعت به شكل تپه ماهور، انتشار امواج، پست و بلندي زمين و
حركت بعضي از جانوران ديده مي شوند و در يك اثر تجسمي ممكن است براي نمايش دحركت
سيال و مداوم، ملايمت و ملاطفت به كار گرفته شود
كاربرد خط
خط عنصر اصلي
طراحي است. ترسيم خطوط پيراموني يك شكل مي تواند تصوير اشيا را به نمايش بگذارد.
تراكم و انبساط هاشورها حجم و سايه روشن را نشان مي دهد. با ضخيم و نازك كردن خط
در طراحي، قسمت هاي سايه دار مشخص مي شوند و حالت خطوط جنسيت و بافت اشيا را از
لحاظ نرمي، سختي و استحكام مشخص مي كند.
در آثار نقاشان طبيعت گرا كه شكل هاي اشيا به دقت ترسيم مي شوند، وجود خط به عنوان
پايه ي اصلي طرح قابل مشاهده است در نقاشي ايراني خط همواره جايگاهي پراهميت دارد.
خط همچنين در رشته هاي ديگر هنر تجسمي نقش متناسب خود را در شكل دهي به اثر بازي
مي كند. در هنر گرافيك استفاده از خط كاربردهاي متنوعي را در طراحي نشانه، در
طراحي و ساخت اعلان، تصويرسازي و صفحه آرايي دارد. همچنان كه در طراحي لباس، نقشه
كشي، طراحي صنعتي، مجسمه سازي و عكاسي نيز خط همواره پايه اصلي اجرا و تركيب بصري
اثر را به عهده دارد
خط میتواند مرز بین تاریکی و روشنایی یا مرز بین کشورها باشد
مثال هایی برای خط:
1.خطوط حرکت اب
2.پل ها
3.کارهای کالاتراوا
4.برجهای بلند
5.خط افق:مقیاس سنجش کد ارتفاع
6.خط اسمان:ارتفاع اسمان تا جسم مورد نظر
خط میتواند:
1.پیوند دهد.متصل کند.احاطه میکند.
2.لبه ی سطوح را توصیف کند و به سطوح شکل دهد
3.مفصل بندی و پیوستگی سطوح پدید اورد



